X
تبلیغات
رایتل

مرغ شباهنگ

گلهای رنگارنگ



گلهای رنگارنگ برنامه شماره 554


اواز: محمود محمودی خوانساری


ترانه: سیما بینا


کلام اواز: استاد سخن سعدی


کلام ترانه: عماد خراسانی


اهنگ دشتی: مهدی خالدی


تنظیم برای ارکستر: جواد معروفی


همنوازان: رضا ورزنده/محمد موسوی/جهانگیر ملک


کلام متن برنامه: عماد خراسانی/رستمخانی/امید


گوینده: اذر پزوهش



مطلع ترانه:



بگسستن از زنجیر غم، دشوار می داند دلم
تنها در این میخانه خود، هشیار می داند دلم
شیدا شده رسوا شده _ بازیچه غمها شده
افسوس و واویلا شده
با اینهمه دیوانگی و ز زندگی بیگانگی
صد کار میداند دلم
بسیار میداند دلم


راه بلا آباد را، هموار میداند دلم
غیر از شکیبایی بتا، صد کار میداند دلم
باشد جنون را بس فنون، بیرون ز مرز چند و چون
بی همره و بی رهنمون
با اینهمه دیوانگی و ز زندگی بیگانگی
صد کار میداند دلم
بسیار میداند دلم


مطلع اواز:



آن نه رویست که من وصف جمالش دانم
این حدیث از دگری پرس که من حیرانم
همه بینند نه این صنع که من می‌بینم
همه خوانند نه این نقش که من می‌خوانم
آن عجب نیست که سرگشته بود طالب دوست
عجب اینست که من واصل و سرگردانم
سرو در باغ نشانند و تو را بر سر و چشم
گر اجازت دهی ای سرو روان بنشانم
عشق من بر گل رخسار تو امروزی نیست
دیر سالست که من بلبل این بستانم
به سرت کز سر پیمان محبت نروم
گر بفرمایی رفتن به سر پیکانم
باش تا جان برود در طلب جانانم
که به کاری به از این بازنیاید جانم
هر نصیحت که کنی بشنوم ای یار عزیز
صبرم از دوست مفرمای که من نتوانم
عجب از طبع هوسناک منت می‌آید
من خود از مردم بی طبع عجب می‌مانم
گفته بودی که بود در همه عالم سعدی
من به خود هیچ نیم هر چه تو گویی آنم
گر به تشریف قبولم بنوازی ملکم
ور به تازانه قهرم بزنی شیطانم