X
تبلیغات
رایتل

مرغ شباهنگ

جاودانه ها

جاودانه ها

به اهتمام واجرای دکتر گلشن ابراهیمی استاد دانشگاه ومحقق وکارشناس موسیقی



بخش نخست

اواز ابوعطا: غلامحسین بنان

اهنگ: علینقی وزیری

کلام: شیخ اجل سعدی



آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم 


تا برفتی ز برم صورت بی جان بودم 


نه فراموشیم از ذکر تو خاموشی بود 


که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم 


بی تو در دامن گلزار نخفتم یک شب 


که نه در بادیه ی خارمغیلان بودم 


زنده می کرد مرا دم به دم امید وصال 


ورنه دور از نظرت کشته هجران بودم 


به تولای تو در آتش محنت چو خلیل 


گوییا در چمن لاله و ریحان بودم 


تا مگر یک نفسم بوی تو آرد دم صبح 


همه شب منتظر مرغ سحر خوان بودم 


سعدی از جور فراقت همه روز این می گفت 


عهد بشکستی و من بر سر پیمان بودم


بخش دوم

اواز: محمودی خوانساری

غزل اواز: رهی معیری

همنواز: لطف الله مجد



چون زلف توام جانا، در عین پریشانی

چون باد سحرگاهم، در بی سروسامانی

.

من خاکم و من گردم، من اشکم و من دردم

تو مهری و تو نوری، تو عشقی و تو جانی

.

خواهم که تو را دربر، بنشانم و بنشینم

تا آتش جانم را، بنشینی و بنشانی

.

ای شاهد افلاکی، در مستی و در پاکی

من چشم تورا مانم، تو اشک مرا مانی

.

در سینه ی سوزانم، مستوری و مهجوری

در دیده ی بیدارم، پیدایی و پنهانی

.

من زمزمه ی عودم، تو زمزمه پردازی

من سلسله موجم، تو سلسله جنبانی

.

از آتش سودایت، دارم من و دارد دل

داغی که نمی بینی، دردی که نمی دانی

.

دل با من و جان بی تو، نسپاری و بسپاری

کام از تو و تاب از من، نستانم و بستانی

.

ای چشم رهی سویت، کو چشم رهی جویت؟

روی از من سرگردان، شاید که نگردانی