X
تبلیغات
رایتل

مرغ شباهنگ

یک شاخه گل





یک شاخه گل برنامه شماره399






اواز: محمود محمودی خوانساری


کلام: استاد سخن شیخ اجل سعدی


اهنگ : موزون شور از مهدی خالدی


همنواز: همایون خرم


کلام متن: مجمر اصفهانی/صفی علیشاه/ریاض همدانی/ساسان


گوینده:فیروزه امیر معز



دکلمه:

 نگذاشت که بر روی تو افتد نظر ما


دیدی که چها کرد بما چشم تر ما


احوال دل سوخته دلسوخته داند


از شمع بپرسید زسوز جگر ما



مطلع اواز:




تا خبر دارم از او بی‌خبر از خویشتنم

 

با وجودش ز من آواز نیاید که منم


پیرهن می‌بدرم دم به دم از غایت شوق

 

 که وجودم همه او گشت و من این پیرهنم


ای رقیب این همه سودا مکن و جنگ مجوی

 

 برکنم دیده که من دیده از او برنکنم


خود گرفتم که نگویم که مرا واقعه‌ایست

 

دشمن و دوست بدانند قیاس از سخنم


در همه شهر فراهم ننشست انجمنی

 

که نه من در غمش افسانه آن انجمنم


برشکست از من و از رنج دلم باک نداشت

 

 من نه آنم که توانم که از او برشکنم


گر همین سوز رود با من مسکین در گور

 

خاک اگر بازکنی سوخته یابی کفنم


گر به خون تشنه‌ای اینک من و سر باکی نیست

 

که به فتراک تو به زان که بود بر بدنم


مرد و زن گر به جفا کردن من برخیزند

 

 گر بگردم ز وفای تو نه مردم که زنم


شرط عقلست که مردم بگریزند از تیر من

 

گر از دست تو باشد مژه بر هم نزنم


تا به گفتار درآمد دهن شیرینت

 

بیم آنست که شوری به جهان درفکنم


لب سعدی و دهانت ز کجا تا به کجا

 

این قدر بس که رود نام لبت بر دهنم





دکلمه:




ای سنگدل که رشته الفت بریده ای


از ما بجز وفا ومحبت چه دیده ای


اواره ام زکوی خرد در دیار عشق


بنگر که از کجا به کجایم کشیده ای