X
تبلیغات
چهره بلاگ

مرغ شباهنگ

برگ سبز


برگ سبز برنامه شماره 146


اواز: محمود محمودی خوانساری


با همکاری هنرمندان: حسن کسایی/فرهنگ شریف


اشعار:عطار/جهان/پروین دولت ابادی/حافظ/عراقی


اهنگ: بیات زند


گوینده: روشنک



منم که گوشه میخانه خانقاه من است

دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است

گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک

نوای من به سحر آه عذرخواه من است

ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله

گدای خاک در دوست پادشاه من است

غرض ز مسجد و میخانه‌ام وصال شماست

جز این خیال ندارم خدا گواه من است

مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی

رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است

از آن زمان که بر این آستان نهادم روی

فراز مسند خورشید تکیه گاه من است

گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ

تو در طریق ادب باش و گو گناه من است

 


یک شاخه گل


یک شاخه گل برنامه شماره 432


اواز: محمود محمودی خوانساری


با همکاری هنرمندان: پرویز یاحقی/فرهنگ شریف/ناصر افتتاح


غزل اواز: شیخ اجل سعدی/شیخ بهایی عاملی


اشعار: مولانا/سعدی


گوینده: روشنک



از هرچه می رود سخن دوست خوشتر است

پیغام اشنا نفس روح پرور است


هرگز وجود حاضر وغایب شنیده ای

من در میان جمع ودلم جای دیگرست


ابنای روزگار به صحرا روند وباغ

صحرا وباغ زنده دلان کوی دلبرست


کاش ان بخشم رفته ی  ما اشتی کنان

باز امدی که دیده مشتاق بر درست




ساقیا بده جامی زان شراب روحانی

تا دمی بیاسایم وین حجاب جسمانی


دین ودل به یک دیدن باختیم وخرسندیم

درقمار عشق ای دل کی بود پشیمانی


گیسوی پریشانش دیدم به دل گفتم

این همه پریشانی بر سر پریشانی

گلهای رنگارنگ


گلهای رنگارنگ برنامه شماره 291


اواز: محمود محمودی خوانساری


تصنیف: مرضیه


اهنگ وتصنیف: غلی اکبر شیدا


اشعار: عراقی



به اهتمام: جواد معروفی


 گوینده: روشنک



چشم بی سرمه سیاهش نگرید
روی ناشسته چو ماهش نگرید
گفتم که غمخوارم شوی درروز جدایی
شمع شب تارم شوی ترسم که نیایی
نه دلم بردی تو
نه غمم خوردی تو
دلم آزردی خدا خدا

نادیدن رویت می کُشدم
آن سنبل مویت می کِشدم


مطلع شعر غزل اواز: عماد خراسانی



ماییم   و  دلی   پر   خون   از  جور  پری رویی

دیوانه     زنجیری     ،  آشفته    گیسویی

 

آورده  جهان   از   نو   ،  شیرین   و  فرهادی         

دل برده و دین از من بی مهری  و  مهرویی

 

گلزار  امیدم  سوخت  از برق  سیه چشمی         

در دشت  جنونم  برد ، خال  و  خط آهویی


صبری که مرا حاصل از  گوشه  نشینی  شد         

بر   باد   بداد   آن   مه   با   گوشه  ابرویی


هر  دم  که  خزان  خواهد   تاراج   کند  عمرم         

آن  شاخ  گل  رعنا  مستم  کند  از  بویی


هر دم که در این  زندان داند به لبم جان است         

بر  باغ  گشاید  باز  یک  روزنه  از  سویی


بسیار  جفا  کردم  بر   خویش   و  خطا  کردم         

دانستم و دل بستم بر همچو تو بد خویی


ای  سرو  بلند  من  دور  از تو پر از خون است         

چون  لاله  اگر  دارم  جامّی  و  لب  جویی


سحر  سخنم  بگرفت  صد   کشور   دل  لیکن         

افسوس  که  در  نگرفت  با  نرگس جادویی


تنها  به  چمن  خیزید  یاران  که  عماد  امسال         

شد  سایه  دیواری  شد  خاک   سر  کویی ...


برگ سبز


برگ سبز برنامه شماره 262


اواز: محمود محمودی خوانساری


با همکاری هنرمندان: جلیل شهناز/حبیب الله بدیعی


غزل اواز: سخای لاری


اهنگ: ابوعطا


اشعار : سلمان ساوجی


گوینده: روشنک






در شب هجر تو شرمنده ی احسانم کرد

دیده از بس گهر اشک به دامانم کرد


سرگذشت غم هجران تو گفتم با شمع

آنقدر سوخت که از گفته پشیمانم کرد


شمّه ای از گل روی تو به بلبل گفتم

آن تُنُک حوصله رسوای گلستانم کرد


زلف او بود سخا حاصل سرمایه ی عمر

شانه آخر ز کفم برد و پریشانم کرد


گلهای رنگارنگ

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 533


اواز: محمود محمودی خوانساری

ترانه: الهه


اهنگ شور: حبیب الله بدیعی


ترانه سرا: بیزن ترقی


با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/مجید نجاحی/جهانگیر ملک


اشعار متن برنامه:حافظ/عماد خراسانی


گوینده: فیروزه امیر معز


مطلع شعر ترانه:


تا کی چنین دمساز دل دیوانه شدم

تا کی از این میخانه به ان میخانه شدم

در چشم او بیگانه تر از بیگانه شدم

در میان کسان اشک دیده نهفتن


مطلع شعر اواز:


ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد

دل رمیده ما را انیس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا

فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه ام می نشاند اکنون دوست

گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد

طربسرای محبت کنون شود معمور

که طاق ابروی یار منش مهندس شد

لب از ترشح می پاک کن برای خدا

که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

کرشمه تو شرابی به عارفان پیمود

که علم بی خبر افتاد و عقل بی حس شد

چو زر عزیز وجودست شعر من آری

قبول دولتیان کیمیای این مس شد

خیال آب خضر بست و جام کیخسرو

به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد

ز راه میکده یاران عنان بگردانید

چرا که حافظ از این راه برفت و مفلس شد

گلهای رنگارنگ

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 492


اواز: محمود محمودی خوانساری/ایرج


ترانه: عهدیه


با همکاری هنرمندان:حبیب الله بدیعی/جلیل شهناز/پرویز یاحقی/مجید نجاحی/جهانگیر ملک


اهنگ شوشتری منصوری: مهدی خالدی


ترانه سرا: سیمین بهبهانی


غزل اواز:پزمان بختیاری/ابوالحسن ورزی


اشعار متن برنامه:اذر خواجوی/افسانه یغمایی/کلیم کاشانی/رحیم ایمن/بانو اختر/پری بدخشانی/علی اشتری


گوینده: اذر پزوهش



غزل اول اواز: محمود محمودی خوانساری


ماهم شکسته خاطر و دیوانه بوده ایم


ماهم  اسیر  طره ی   جانانه  بوده ایم


ما نیز چون نسیم سحر  در  حریم  باغ


روزی  ندیم  بلبل  و    پروانه   بوده ایم


ما هم به روزگار جوانی ز شور  عشق


عبرت  فزای   مردم   فرزانه   بوده ایم


ای  عاقلان  به   لذت   دیوانگی  قسم

ما  نیز  دلشکسته  و   دیوانه  بوده ایم



ترانه عهدیه:


کی گفتمت از کوی من با دیده گریان برو

چون گل یه بزم عاشقان خندان بیا خندان برو

امشب چو شمع روشنم سر می کشد جان از تنم

 جان برون از تن منم خاموش بیا سوزان برو

امشب سراپا مستیم جام شراب هستیم

سرکش مرو ازکوی من افتان بیا خیزان برو

 هرگز مپرس از راز من زین ره مشو دم سازمن

 گر مهربان خواهی مرا حیران بیا حیران برو

 بنگر که نور حق شدم زیبایی مطلق شدم

بر چهره سیمین نگر با جلوه جانان برو


غزل دوم: ایرج


به من آن روز بخشیدند عمر جاودانی را

که نوشیدم ز جام عشق آب زندگانی را


صفائی نیست گلزار جوانی را اگر در آن

به دست شوق ننشانی نهال مهربانی را


شبی ای مایه ی امید ، شمع محفل من شو

که تا پروانه از من یاد گیرد جانفشانی را


مصیبتهای دوری را من ِ دور از وطن دانم

که دور از خانمان داند غم بی خانمانی را


دگر سر زیر پَر کردم ولی روزی در این گلشن

به مرغان یاد میدادم طریق نغمه خوانی را


از آن رو شمع از سوز دل ِ پروانه آگه شد

که گوش ِ عشق میداند زبان بی زبانی را


ز حرف عشق نیکوتر در آن حرفی نمی بینی

اگر با چشم ِ دل خوانی کتاب زندگانی را


برگ سبز

برگ سبز برنامه شماره 105


اواز: محمود محمود خوانساری


با همکاری هنرمندان: حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف


اهنگ : افشاری


اشعار: عطار/مظهر/عراقی



یاران، غمم خورید، که غمخوار مانده‌ام
در دست هجر یار گرفتار مانده‌ام

یاری دهید، کز در او دور گشته‌ام
رحمی کنید، کز غم او زار مانده‌ام

یاران من ز بادیه آسان گذشته‌اند
من بی‌رفیق در ره دشوار مانده‌ام

در راه باز مانده‌ام، ار یار دیدمی
با او بگفتمی که: من از یار مانده‌ام

دستم بگیر، کز غمت افتاده‌ام ز پای
کارم کنون بساز، که از کار مانده‌ام

وقت است اگر به لطف دمی دست گیریم
کاندر چه فراق نگونسار مانده‌ام

ور در خور وصال نیم مرهمی فرست
از درد خویشتن، که دل‌افگار مانده‌ام

دردت چو می‌دهد دل بیمار را شفا
من بر امید درد تو بیمار مانده‌ام

بیمار پرسش از تو نیاید، به درد گو:
تا باز پرسدم، که جگرخوار مانده‌ام

مانا که بر در تو 
عراقی عزیز نیست
کز صحبتش همیشه چنین خوار مانده‌ام


برگ سبز

برگ سبز برنامه شماره 140


اواز: محمود محمودی خوانساری


با همکاری هنرمندان : حبیب الله بدیعی/جلیل شهناز


اهنگ: شور ودشتی


اشعار:عطار/ ازاده/عراقی


گوینده: روشنک


 

ز اشتیاق تو جانم به لب رسید، کجایی؟

 

چه باشد ار رخ خوبت بدین شکسته نمایی؟


نگفتیم که: بیایم، چو جان تو به لب آید؟

 

ز هجر جان من اینک به لب رسید کجایی؟

 

منم کنون و یکی جان، بیا که بر تو فشانم

 

جدا مشو ز من این دم، که نیست وقت جدایی

 

گذشت عمر و ندیدم جمال روی تو روزی

 

مرا چه‌ای؟ و ندانم که با کس دگر آیی؟

 

کجا نشان تو جویم؟ که در جهانت نیابم

 

چگونه روی تو بینم؟ که در زمانه نپایی

 

چه خوش بود که زمانی نظر کنی به دل من؟

 

دل ز غم برهانی، مرا ز غم برهایی

 

مرا ز لطف خود، ای دوست، ناامید مگردان

 

که امیدوار به کوی تو آمدم به گدایی

 

فتاده‌ام چو عراقی، همیشه بر در وصلت

 

بود که این در بسته به لطف خود بگشایی؟


برگ سبز

برگ سبز برنامه شماره 109

اواز:محمود محمودی خوانساری


با همکاری هنرمندان: احمد عبادی/حبیب الله بدیعی


غزل اواز: علی اشتری ( فرهاد)


اشعار:عطار/منصوره امیر اتابکی/حافظ/عراقی


گوینده: روشنک



دکلمه روشنک:


مائیم ودیده ی شب وروز اشکبار خویش


مائیم وسینه ی همه گه بی قرار خویش


گریم گهی به خنده ی ناپایدار خود


خندم گهی به گریه ی بی اعتبار خویش


ترسم فتد ز پرده برون راز چشم من


گر سرخ اشک را نکنم پرده دار خویش


دانم که نقش اوست در ائینه ام ولی


گه دوستدار غیرم وگه دوستدار خویش




عمریست پابه پای خم از پا نشسته ایم

 

در کوی می فروش چو مینا نشسته ایم

 

ما را ز کوی باده فروشان گریز نیست

 

تا باده در خم است همین جا نشسته ایم

 

ما آن شقایقیم که با داغ سینه سوز

 

جامی گرفته ایم و به صحرا نشسته ایم

 

تا موج حادثات چه بازی کند که ما

 

با زورق شکسته به دریا نشسته ایم


طفل زمان فشرد چو پروانه ام به مشت


جرم دمی که بر سر گلها نشسته ایم

 


 

انچه پیش از این در دسترس بوده است نقصی در اعلام شناسه برنامه در انتهای فایل بوده است که در این برنامه نقص برطرف گردیده است

برنامه های خصوصی هنرمندان

خصوصی

اواز:محمود محمودی خوانساری

اجرا شده در: تاریخ 25/4/1361 در منزل محمد موسوی

همنواز اواز: محمد موسوی

غزل های اواز:غزالی شهدی/ حافظ/طبیب اصفهانی/بیزن ترقی


از بزم طرب باده گساران همه رفتند

از کوی جنون سلسله داران همه رفتند

نه کوهکن بی سر وپا ماند ونه مجنون

ما با که نشینیم که یاران همه رفتند


در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی

خرقه جایی گرو باده ودفتر جایی


غمت در نهانخانه ی دل نشیند

به نازی که لیلی در محمل نشیند

خلد گر به پا خاری اسان بر ارم

چه سازم به خاری که در دل نشیند

بنازم به بزم محبت که ان جا

گدایی به شاهی مقابل نشیند


به هر بزمی به هر جمعی نظر کردم تو را دیدم

زهر کویی زهر شهری گذر کردم تو را دیدم

نشانی گر از هنر دیدم

تو را انجا جلوه گر دیدم

به هر گلشن رنگ وبو دیدم

نشانی از نقش او دیدم

به پنهانی گر چه پیدایی تو ناپیدا از چه با مایی

بخنند   گه در خیال من جمال تو کرده غوغایی

ندیدم من چو تو زیبایی

مرا بی تو کو شکیبایی

برچسب‌ها: خصوصی

برگ سبز

برگ سبز برنامه شماره 82


اواز:محمود محمودی خوانساری


با همکاری هنرمندان:احمد عبادی/حبیب الله بدیعی/فرهنگ شریف


اشعار:عطار/وحشی بافقی/جامی/حافظ/عراقی


اهنگ: سه گاه


گوینده: روشنک




دوش در حـــــــلقه مــا قصــه گـــیسوی تــو بــود


تا دل شب سخـــن از سلسلـــــه مـــــوی تـوبــــود


دل که از ناوک مـــژگان تو در خــــــــون میگشت


باز مشتـــــاق کمانخــــــانه ابــــــــروی تو بـــود


هم عفــــــا لله صبــا کــز تـــو پیامــــی میـــــــداد


ورنه در کس نـــرسیـــــــدم کــه از کـــوی توبود


عالم از شور و شر عشق خبــر هیچ نــــــداشت


فتنه انگیــــز جهــــان غمـــــزه جادوی تو بــــود


من سر گشته هم از اهــــــل سلامت بــــــــــودم


دام را هــــــم شکن طـــره هنــــــــدوی تــو بود


بگشا بنـــــــد قبـــا تا بگشـــــایـــــــد دل مـــــن


که گشـــــادی که مــــــرا بود ز پهلـوی تو بود


بوفـــای تو کــــه بر تــــربت حـــــــافظ بگـــــــــذر


کـــز جهان مــــــی شد و در آرزوی روی تو بود


برچسب‌ها: برگ سبز

موسیقی ایرانی

موسیقی ایرانی


اواز: محمود محمودی خوانساری


قطعاتی در گوشه مخالف سه گاه


مقدمه اهنگ: همایون خرم


مقدمه شعر اواز: تورج نگهبان


غزل اواز: حافظ/ پزمان بختیاری


با همکاری هنرمندان ارکستر برنامه سوم




امدی که با دلم گفتگو کنی


خانه دل مرا زیر و رو کنی


ازچه رو تو ندانستی که دلی نمانده مرا


رنج این غم زندگی به جان رسانده مرا


پند عاشقان بشنو واز در طرب بازا


کاین همه نمی ارزد شغل عالم فانی


زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت


عاقلا مکن کاری کاورد پشیمانی


یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی


کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی


باغبان چون من ز اینجا بگذرم حرامت باد


گر بجای من سروی غیر دوست بنشانی

برچسب‌ها: موسیقی ایرانی

موسیقی ایرانی

موسیقی ایرانی


اواز: محمود محمودی خوانساری


با همکاری هنرمندان: اسدالله ملک/جهانگیر ملک/پرویز تبریزی


اشعار: وصال شیرازی/جامی



شد در شکوه ما باز با سر گیسوی تو باز


شب وصل است بسی کوته واین قصه دراز


پر من داد ولی رفته ز یادم پرواز


من که پروا ندارم چکنم با پر باز


گر به رویم همه درهای خوشی بندد چرخ


هیچ غم نیست اگر هست در میکده باز


گفتمش با غم هجران چه کنم گفت بسوز


گفتمش چاره ی این سوز  بگو گفت بساز


همه گویند پروانه بود عاشق شمع


عاشق کیست بگو شمع بی سوز وگداز




با من صنما دل یکدله کن


گر سر ننهم انگه گله کن


مجنون شده ام از بهر خدا


زان زلف خوشت یک سلسله کن


برچسب‌ها: موسیقی ایرانی

دل انگیزان

دل انگیزان


اواز: محمود محمودی خوانساری


همنواز اواز: فرهنگ شریف


غزل اواز: پزمان بختیاری



از که پرسم من دلخسته که دلدار کجاست


سوختم سوختم


سوختم ز اتش تن دود چه شد یار کجاست


انچنان رفته ام از یاد حریفان که دگر یاد


کس نپرسد زخود ان صید گرفتار کجاست


گر از این یار جفا پیشه بریدم


ای نصیحت گر من یار وفادار کجاست


برچسب‌ها: دل انگیزان

گلهای رنگارنگ

گلهای رنگارنگ برنامه شماره 532


اواز: محمود محمودی خوانساری


ترانه: عهدیه


اهنگ ماهور: جواد معروفی


با همکاری : مجید نجاحی


اشعار موزون: سعدی/ اذر بیگدلی


اشعار متن برنامه: هلالی جغتایی/ابوالحسن ورزی/حسین پزمان بختیاری


غزل اواز: عماد خراسانی


گوینده: اذر پزوهش



اهل گردم، دل دیوانه اگر بگذارد


نخورم می، غم جانانه اگر بگذارد

گوشه ای گیرم و فارق ز شر و شور شوم


حسرت گوشهء میخانه اگر بگذارد

عهد کردم نشوم همدم پیمان شکنان


هوس گردش پیمانه اگر بگذارد

معتقد گردم و پابند و ز حیرت برهم


حیرت این همه افسانه اگر بگذارد

شمع می خواست نسوزد کسی از آتش او


لیک پروانهء دیوانه اگر بگذارد


دگر از اهل شدن کار تو بگذشت عماد


چند گویی دل دیوانه اگر بگذارد؟


برچسب‌ها: گلهای رنگارنگ
1 2 3 4 5 ... 12 >>